در حین اینکه قسمت بیست و دوم از مجموعه بازگشت را با اقتباس از داستان سیاوش شاهنامه مینوشتم تصمیم گرفتم تحقیقی در ادبیات جهان داشته باشم و شاهکارهای ادبی جهان را نیز مطالعه کنم باوجودی که مدهوش از جذابیت و زیبایی و محتوای شاهنامه که قریب به ده قرن پیش نگاشته شده، بودم؛ هر چه شاهکارهای ادبی جهان را بررسی کردم بهجای لذت بردن بیشتر در حیرت فرورفتم که چگونه در مقایسه با ادبیات ایران آثاری مثل آناکارنیا، گتسبی بزرگ، جنگ و صلح، مادام بواری، دوریان گری و… میتوانند خود را شاهکار بنامد و چرا از این توهمی که با تبلیغات فراوان بهصورت واقعیت نشان دادهشده؛ سایتها و فضای مجازی ایرانی و مقالاتی که در خود ایران نشر پیدا میکنند حمایت میکنند آیا افرادی که این مطالب را نشر میدهند از کنار آثار نظامی گنجوی، فردوسی و … نیز رد شدهاند؟ فقط آثاری که انتهای آنها نامه است مثل شاهنامه، فرامرزنامه، گرشاسپنامه، دارابنامه، کوشنامه و … برای کل ادبیات جهان کافی است و قرنهاست که کل دنیا برای ارتقای ادبیات خود از این آثار بهره میگیرد درصورتیکه با غفلت ما اصل این آثار در جایگاه اصلی خود قرار نگرفتهاند و داستانهایی[1] که بعضاً اقتباسی ضعیف از این آثارند با تجمیع بافرهنگ غربی و اضافه کردن و پررنگ کردن غرایض حیوانی در داستان، خواسته یا ناخواسته در جهت از بین بردن انسانیت و جوانمردی و ترویج بیبندوباری[2] دوباره به ما فروخته میشوند و بعضاً نام شاهکار را هم با خود یدک میکشند. صدها سال پیش شعرا و نویسندگان ما محتوایی آنچنان آموزنده و انسانساز را در اختیار ما قرار دادهاند و ما فقط بهصرف اینکه ازنظر ادبیات نگارشی مقداری سنگین هستند و یا قالب شعر دارند آنها را رها کردهایم و در عوض آثار ادبی سطحی غربی را به صورتهای مختلف و در انتشارات متعدد چاپ و نشر میدهیم و یا فیلمها و سریالهای آنها را تماشا میکنیم غافل از اینکه وقتی ما آنها را بهاصطلاح بهعنوان ترندهای جهانی الگوی خود قرار میدهیم از این موضوع غافل هستیم که در اصل قبل از این، آنها بهعنوان الگو از آثار ادبی ما بهرهبرداری کردهاند و با تغییراتی آن را غربی کرده و دوباره به خورد ما میدهند.
برای ذکر یک نمونه کافی است به سریالهای تاریخی بینالمللی پرفروش امروزی مانند بازی تاجوتخت، خاندان اژدها و … توجه فرمایید و خواهید دید که علاوه بر اینکه کاراکترهای آن مثل دیو و اژدها و … وَ فضا و داستانها، بسیار شباهت به ادبیات صدها سال پیش ایران دارد حتی بسیاری از شخصیتهای اصلی این داستانها و شخصیتهای سیاهپوست آنهم ظاهری مانند زال با موهای سفید دارند و آن
ظاهری که برای همه شخصیتهای اصلی این سریالها همهگیر شده، از قهرمان داستانهای ادبی ما الگوبرداری شده است.
خالی از لطف نیست که تجربهای از تأثیر مطالعه این بهظاهر شاهکارها بر روی خودم را بگویم.
بسیاری از انسانها با شروع سن میانسالی سعی میکنند که مسیر تزکیه را پیش بگیرند و میخواهند به انسانی بهتر تبدیل شوند در این راه، مطالعه شاهنامه و تحقیق در مورد آن ناخودآگاه بسیار بر من تأثیرگذار بود و مطالعه سرگذشت قهرمانان شاهنامه در مسیر تزکیه و رسیدن به تعالی انسان کمک میکرد. درحالیکه داشتم داستان بازگشت را مینوشتم خواستم موقعیت این داستان را نسبت به داستانهای دیگر بسنجم و تحقیقی در شاهکارهای ادبی جهان داشتم. طبق یکی از اصول اولیه داستاننویسی آن شاهکارها هم برای خود قهرمانهایی داشتند که انسان ر ا به همراهی با خود وامیداشتند. درنتیجه پسازاینکه اکثر این بهظاهر شاهکارها را خواندم بسیاری از دستاوردهایی را که مدتها در اثر تزکیه نفس به دست آورده بودم را از دست دادم. ایکاش با آنها آشنا نمیشدم چراکه اکنون باید بخش بزرگی از مسیری که قبلاً طیکرده بودم را دوباره طیکنم.
اگر نظر به مقایسه و معرفی شاهکار ادبی باشد؛ کل ادبیات جهان نسبت به ادبیات ایران بهسختی رتبه صد به بعد را میتوانند کسب کنند و صد رتبه اول شاهکارهای ادبی جهان در همه دورهها و به همه زبانها بیشک تماماً ایرانی خواهند بود و مقایسه آثاری که بااینهمه هجمه تبلیغاتی بهعنوان شاهکارهای ادبی جهان معرفیشدهاند با شاهکارهای ادبی ایران مانند مقایسه وزن زمین با خورشید و قیاس معالفارق است[3] و به قولی در مقایسه با آثار ادبی ایران آنها هم یکچیزی نوشتهاند و اسم آن را شاهکار گذاشتهاند؛ و از این نظر با مقایسه داستان بازگشت با این آثار مرتبه داستان بازگشت را هزاران بار پایین آوردهام اما برای اثبات این موضوع در اینجا رسماً اعلام مینمایم:
هر فردی در هر جای دنیا به هر زبانی و در هر دورانی اگر بتواند با نظر هیئتداوران موردتوافق طرفین اثبات نماید که ازلحاظ جذابیت و ارزش محتوایی داستانی بهتر از داستان بازگشت یافته یا نگاشته است مبلغ ده میلیارد تومان (یا به معادل دلار) به ایشان تقدیم خواهم نمود. البته مؤلف در رد مواردی که این چالش را به بیراهه میکشاند برای مثال مقایسه این داستان با خود شاهنامه و امثالهم و یا قصص کتب آسمانی و … مختار بوده و موارد اینچنینی در چالش موردنظر مردود خواهند بود.
[1] – منظور از داستان هرگونه متنی که روایت و سرگذشت یا اتفاقی را طرح مینماید در هر قالب ازجمله شعر، رمان، سناریو یا فیلمنامه، حماسی و پهلوانی یا غیر حماسی، ملودرام، ماورایی یا تخیلی و غیره است و اصولاً از جبهه غرب این تقسیمبندیها ازآنجهت صورت میگیرد که اگر همه داستانها در یک قالب در نظر گرفته شوند بیشک فقط یک کتاب شاهنامه برای کل دنیا کافی است که بهترین اثر ادبی شناخته شود اما با تقسیمبندی آثار ادبی به قالبهای مختلف، سایر آثار فرصت پیدا میکنند که خود را در شاخهای بهعنوان بهترین معرفی نمایند بهطور مثال میگویند شاهنامه بهترین اثر حماسی است و فلان کتابی که معرفی مینمایند در شاخهای دیگر سرآمد است. شاید به نظر آید این مطلب بهنوعی جبههگیری نویسنده علیه کل ادبیات جهان است درصورتیکه این مقدمه را کاملاً درنتیجه بررسیهایم نوشتم زیرا در ادبیات جهان که خود را بهعنوان شاهکار به ما تحمیل کرده است هر چه گشتم کمتر یافتم و نمیدانم چه اصراری بر این بود که شخصیتهای این داستانها تماماً روابط خارج از خانواده و خارج از عرف باهم داشته باشند و از این موضوع بهعنوان تنها حربه جذابیت این داستانها استفاده شود و بهراستیکه با گسترش و فروش هر چه بیشتر این آثار نهتنها فرهنگ انسانها بالاتر نمیرود بلکه از آرمانهای انسانی نیز به دور خواهیم شد. یک مثال روشن آنکه مثلاً در کتاب گتسبی آن زمان که متوجه میشویم که گتسبی به همسر فرد دیگری با بهانه اینکه عشق قدیمی او بوده چشم داشته و ارتباط میگیرد نویسنده به گتسبی صفت بزرگی را نسبت میدهد و او را در انتهای داستان گتسبی بزرگ مینامد و بهراستیکه این بهظاهر شاهکارها، بزرگی را در چه چیز میبینند.
[2] – زمان نگارش این داستانها غالباً در هنگامی است که مسائل دینی در کل جهان از امروزه پررنگتر بوده و قیدوبندهای خانوادگی از امروزه بسیار محکمتر بوده است و یک دلیل اینکه این داستانها در آن زمان پرفروش میشدند این بود که رفتارهای هنجارشکنی را روایت میکردند و ازاینرو برای خواننده جذابیت داشت که کمتر این موارد در آن زمان مورد روایت نویسندگان قرار میگرفت و بعضاً چاپ و نشر برخی از این کتابها برای برههای از زمان ممنوع بود. بیشک این شاهکارهای ادبی که قهرمانهای داستان آن آدمهای لاابالی هستند تأثیر زیادی در عادیسازی بیبندوباریها در جامعه امروزی داشتهاند و با حذف آنها از ادبیات جهان هیچ شاخصه خوب و فضیلتی از میان انسانها از میان نخواهد رفت؛ درصورتیکه با حذف و نبود یک شاهکار واقعی مانند شاهنامه فردوسی در ادبیات جهان بسیاری از اتفاقات خوبی که در پی آن در ایران و جهان رقم خورده نیز از جهان رخت خواهد بست و جهان ما به جهان بهتری برای زندگی تبدیل نخواهد شد.
بسیاری از داستانها و فیلمها و سریالهای شرقی نیز که محتوای آموزندهتری دارند خط داستانی آنها برگرفته از شاهنامه است و اگر شاهنامه از ادبیات جهان حذف شود بسیاری از داستانها و فیلمها و سریالهای شرقی که برخی از آنها در تلویزیون ایران هم به نمایش درآمده و بینندگان معمولاً بدلیل عدم آشنایی با شاهنامه متوجه این اقتباسها نمیشوند نیز نبودند و ادبیات شرق نیز در موضعی بسیار ضعیفتر قرار میگرفت.
[3] – باوجودی که نویسنده معتقد است کل دنیا باسابقه ادبی خود حتی اگر تمام همت خود را هم بگذارد نمیتواند بهراحتی یک شاهکار واقعی و برتر از آثار ادبی قرنها پیش ایران خلق نماید اما بااینوجود به پیشرفت آنها در جهت خلق آثار علمی، روانشناسی و پژوهشی اذعان دارد و معتقد است چون مباحث علمی بهسرعت در حال پیشرفت هستند محققین و نویسندگان ایرانی در این زمینه بهشدت از همتایان غربی و حتی شرقی خود جامانده و باوجودی که ایرانزمین زمانی مهد علم و دانش از ریاضیات گرفته تا نجوم و پزشکی بود و آثار آن بهطور مثال آثار ابوعلی سینا هنوز هم مرجع بسیاری از مقالات و کتب امروزی است اما با عقب ماندن از قافله، اکنون میدان مباحث روانشناسی، اقتصاد و سایر علوم را کاملاً واگذار کرده است و این موضوع بههیچعنوان درخور ایران و ایرانی نیست. این موضوع ازآنجهت بیان شد که حرف حق باید از هر دو سو عنوان گردد.
سؤال: آیا شما مدعی شدهاید که مجموعه بازگشت، بهترین داستان دنیاست؟
پاسخ: لازم به ذکر است که مطرح نمایم با وجود نقد اینجانب نسبت به معرفی برخی داستانها به عنوان بهترین داستان های دنیا این ادعا بههیچعنوان مطرح نشده است بلکه چالشی مطرح گردیده که اگر هر فردی داستانی بهتر از این مجموعه داستان معرفی کرد برنده جایزه چالش خواهد شد و اگر پیدا نکرد و ازاینپس داستانی بهتر به نگارش درآورد نیز برنده این جایزه میشود.
سؤال: چگونه چنین چالشی را مطرح کردهاید؟
پاسخ: زیرا فاخرترین آثار ادبی دنیا نیز که تاکنون بهعنوان برترین آثار ادبی معرفیشدهاند بهگونهای نیستند که نتوان اثری بهتر از آنها به نگارش درآورد و بسیاری از این آثار حتی ما را شگفتزده هم نمیکنند و به دلایلی پرفروش یا مطرح گردیدهاند که صرفاً اثر یک نویسنده خاص هستند یا فردی به سلیقه خود او را اثر ارزشمندی دانسته و موردتوجه قرارگرفته است. به عبارتی دیگر یکی از دلایل برگزاری این چالش خروج از رکودی است که در تولید آثار فاخر بوجود آمده است.
سؤال: چطور تاکنون بعد از هزار سال برای مثال اثری در حد شاهنامه فردوسی دیگر به نگارش درنیامده؟
پاسخ: زیرا هیچکس در قبال یک بیت شعر یا یک داستان عالی به نویسنده آن یک قرص نان هم نمیدهد و امکان اینکه بهترین اثر دنیا نیز به اثری پولساز در دوره حیات و جوانی نویسنده تبدیل شود کم است و به عبارتی در دنیایی که معیار ارزشگذاری مادی برای هر چیزی پول است و هر فردی باید برای گذران زندگی روزانه خود درآمد داشته باشد به نویسندگان و آثار آنها ارزشی که باید قائل نمیگردند و یک نویسنده اگر فقط بر فعالیت نویسندگی متمرکز گردد و بخواهد مانند فردوسی عمر خود را بابت یک اثر بگذارد مانند حرفههای دیگر درآمد روزانه، ماهانه یا سالانه ندارد که بتواند امورات خود را بگذراند. حتی امروزه باوجود سیستم بانکداری جدید اگر یک فرد به بانک مراجعه کند و بگوید میخواهم یک کارخانه یا کارگاه تأسیس کنم با دادن یک طرح توجیهی و ضامن، به او وامهای کلان برای شروع کار داده میشود اما اگر یک نویسنده بگوید من میخواهم یک اثر فاخر ادبی تولید کنم و برای گذراندن اموراتم در 5 سال آینده که در حال نگارش و تولید این اثر هستم وام میخواهم هیچ بانکی این توجیه را برای پرداخت ریالی پول هم نمیپذیرد.
آنطور میشود که بیشترین زمانی که برای تولید یک اثر ادبی توسط نویسنده میتواند بدون کسب درآمد صرف گردد نهایتاً سه الی چهار سال است و حتی افرادی که مانند فردوسی بخواهند یا فکرش را بکنند که برای تولید یک اثر ادبی سی سال زمان بگذارند سرگذشت خودِ فردوسی برای آنها مایه عبرت خواهد بود که هنگامیکه او را در فقر برای خاکسپاری میبردند تازه قدر کارش شناختهشده بود و همان زمان دستمزدی که برایش مقررشده بود پرداخت شد. پس اگر معیار انجام هر کاری را انگیزه بدانیم، سرگذشت بزرگترین نویسندگان که زمان زیادی صرف نگارش آثار ادبی کردند را میتوان بزرگترین عبرت برای این دانست که صرف زمان زیاد برای تولید یک اثر ادبی ممکن است با فقر و از دست دادن زندگی نویسنده و صاحب اثر توأم گردد و انگیزۀ تولید آثار فاخر را که زمان زیادی باید صرف تولید آن کرد کاهش میدهد.
آنگاهکه لنگهکفش در بیابان غنیمت میشود آثاری مثل آناکارنیا میتوانند خود را با معرفی یک سلبریتی مانند اوپرا وینفری بهعنوان بهترین اثر معرفی نمایند؛ وگرنه چه چیز بهغیر از خیانتهای پیدرپی در این اثر ما را شگفتزده میکند و چگونه میتواند چنین اثری این عنوان را از آن خود کند. اصولاً چرا اکثر آثاری که بهعنوان آثار فاخر و بهترین معرفی میشوند در حد و اندازهای که معرفیشدهاند ما را شگفتزده نمیکنند؟!
البته در این میان وضع نویسندگانی که آثاری در زمینۀ موفقیت، روانشناسی و … تولید میکنند با نویسندگان ادبی فرق دارد.
بهعنوانمثال یک نفر که در کسبوکار خود موفق شده و به درآمدهای بالا رسیده است یک کتاب کمحجم در مورد تجربیات خود مینویسد و بهعنوان نکاتی برای ثروت آفرینی معرفی مینماید و باوجودی که زمان زیادی برای نگارش کتاب نگذاشته به دلیل اینکه مخاطبین به دنبال رسیدن به موفقیت هستند کتابش به فروش میرود و این کتاب میتواند بهعنوان سکویی برای پرتاب نویسنده به موفقیتهای بالاتر باشد و منجر به انعقاد قراردادهای سودآور برای نویسنده گردد. پس ازاینروست که میبینیم تولید کتابهای خوبی که در دسته داستان و آثار ادبی قرار نمیگیرند همواره صورت میگیرد و انگیزه برای آن وجود دارد؛ اما هنگامیکه به تولید اثر ادبی که نیاز به خلاقیت و تصوراتی دارد که بسیاری از آنها بر پایه تجربه نیست و علاوه بر حجیمتر بودن، تولید آنها نیز بسیار زمانبرتر و سوددهی و درآمدزایی آنها دیرتر است نویسنده با توجه به مشغلههای متعدد و شرایط دنیای امروزی بهنوعی باید بر روی عمر و زمان خود ریسک کند و هر چه بخواهد کیفیت اثر خود را بهتر بکند باید زمان بیشتری برای آن در نظر بگیرد درحالیکه نمیداند آخر داستانِ خودش چه میشود.
سؤال: هدف شما از برگزاری چنین چالشی چه بود؟
هدف من ارتقای وضعیت نویسندگی ادبی است. درحالیکه برای مثال صداوسیما هرروزه بجای پیگیری استفاده از کلمات ابداعشده برای پاسداشت زبان فارسی به دنبال حمایت و پیگیری از نویسندگان در تولید آثار فاخر نیست و تقریباً اکثر سازمانها برای حمایت از زبان فارسی هزینههای بسیار میکنند که در جهت اصلی آن یعنی حمایت از نویسندگان نیست من نیز بهعنوان یک فرد نمیتوانم از همه نویسندگان در جهت تولید آثار فاخر حمایتی داشته باشم اما میتوانم توجه افراد را به این موضوع جلب کنم که ما نباید در زمینۀ ادب و هنر فارسی فقط به گذشتگان کفایت کنیم و دیگر فردوسی و حافظ و سعدی و مولوی و نظامی و حتی شهریار و پروین اعتصامی جدید نداشته باشیم بلکه باید بدانیم که حد نهایت آثار ادبی فارسی آثار پیشینیان ما نیست و با آموزههای جدید و همزمان با پیشرفت علم حتماً باید در آثار ادبی ما نیز پیشرفت محسوسی حاصل گردد و ما باید هرچند وقت، یک اثر ادبی فاخر و یک فردوسی و مولانای جدید داشته باشیم و اینکه همش بگوییم این بودهایم و آن بودهایم و باید آن را حفظ کنیم کفایت نمیکند. باید ببینیم در تولید آثار ادبی اکنون در جهان چه جایگاهی داریم آیا در دنیای امروزی توانستهایم مانند فردوسی، حافظ، مولانا و سعدی به زبان فارسی اعتلا ببخشیم یا با گذر زمان آن دستاوردها را نیز کمرنگ کردهایم. چرا امروزه در ادبیات فارسی مانند گذشته داستان نیز تولید نمیشود یا این داستانها آنگونه که باید مورد توجه قرار نمیگیرند باوجودی که برخی از ترجمههای متعدد رمانهای خارجی به چاپ چندم میرسد و وجود خلأ را در این زمینه نشان میدهد.
چرا در دنیای پیشرفته و فناوری امروز زبان و ادبیات فارسی آن جایگاه گذشته را ندارد تا آنجا که در برخی اوقات هنگامیکه یک محصول پیشرفته را تهیه میکنیم باوجودی که آن محصول اکثر زبانهای دنیا را پشتیبانی میکند زبان فارسی را در خود جای نداده. چرا بسیاری از کشورها مانند هند و ترکیه و افغانستان بجای اینکه بیشتر به سمت زبان و ادب فارسی رویآورند، در نگارش و کلمات و زبان خود، از زبان فارسی بیشتر فاصله گرفتهاند؛ آیا این از اهمالکاری و بیراهه رفتن ما نیست که زبان فارسی جایگاه گذشته خود را در دنیا ازدستداده است. اگر این راهی که رفتهایم منجر به چنین نتیجهای شده چرا آن را ادامه میدهیم؟ آیا در دنیای پیشرفته امروز که هر روز برگ تازه ای از فناوری رو می شود به اندازه گوگل، مایکروسافت یا OpenAI برای زبان و ادب فارسی کاری انجام داده ایم که به دنبال نتیجه آن باشیم یا هنوز هم میخواهیم سرمایه و زمان گرانبها را از دست بدهیم وچون کودکی که ابزاری به دستش داده اند حاشیه سازی کنیم.
هدف از برگزاری این چالش در اصل چالشی برای تفحص درگذشته و رویکرد به آیندهای روشنتر است. چالشی برای ترغیب تفحص نویسندگان در ادبیات گذشته و ایجاد انگیزه برای خلق آثار فاخر جدید، نه صرفاً تفاخر به ادبیات گذشته. چالشی برای برداشتن گامهای موثر و هدفمند برای زبان شیرین پارسی. چهبسا آثار گرانقدری که بر روی طاقچهها و کتابخانههای نویسندگان خاک میخورد و به هزاران دلیل نویسنده از نشر آن اثر امتناع کرده و حتی ممکن است برنده این چالش باشد و چهبسا نویسندگانی که ممکن است با انگیزۀ بردن این جایزه و با دانستن قدرشناسی تولید اثر فاخر ترغیب به نوشتن اثری شوند که میتواند این چالش را پشت سر بگذارد و این جایزه بتواند گوشهای از هزینههای تولید آن اثر را بپوشاند.
نکتهای خطاب به صاحبنظران محترم:
صرفا چون نویسنده این داستان چالشی را مطرح کرده است مبنی بر بی نقص بودن این داستان نیست و همواره در جهت بهتر شدن مشتاق دریافت نظرات شما خواهم بود.
در فصل هویت این کتاب قسمتی از شاهنامه به صورت نثر و بدون تغییر در داستان آورده شده است. چون در مورد زمان و مکانهای وقایع شاهنامه تفاسیر مختلفی وجود دارد تا آنجا که در نثرهای مختلف شاهنامه نیز در این موارد برخی تفاوتهایی ایجادشده؛ و با توجه به اینکه این مجوعه کتاب به دلیل اینکه در قالب فیلمنامه نگاشته شده باید به برخی مکانها و زمانها اشاره داشته باشد که در نثرهای ساده نیازی به اشاره به آنها نیست و ازآنجاکه ما در نظر داریم نثری با سردرگمی کمتر از این شاهکار حماسی داشته باشیم؛ چنانچه صاحبنظران محترم در این موارد نسبت به این نثر نظری دارند که میتواند با ذکر منبع ما را یاری رساند و برخی موارد مجهول زمانی و مکانی در این اثر تاریخی و حماسی را روشنتر سازد؛ خواهشمند است با راههای ارتباطی اعلامشده با نگارنده مطرح نمایند و نگارنده قدردان محبت شما از این ابراز نظرها میباشد.
هیئت داوری بررسی کتابی که در این چالش شرکت می کند متشکل از 7 نفر می باشد.
رای نویسنده مجموعه اثر بازگشت از ابتدا به نفع شرکت کننده در چالش است و به عبارتی از ابتدا شرکت کننده در چالش یک هیچ جلو است.
به این ترتیب اگر یک اثر در این چالش شرکت کند با توجه به رای نویسنده به نفع او احتمال برنده شدن جایزه برای او بسیار زیاد است اما اگر آثار متعددی در این چالش شرکت کنند رای نهایی و برنده بهترین داستان در رویدادی حضوری یا آنلاین صورت میگیرد.
ارائه اثر باید به صورت کتبی و تایپ شده چاپی و با تایید دریافت باشد؛ آثار دیجیتال و یا چرک پرینت و … در چالش شرکت داده نخواهند شد.
چه کسانی می توانند در این چالش شرکت کنند؟
کلیه خریداران مجموعه کتاب بازگشت می توانند در چالش، رویدادها و نظرسنجی نهایی شرکت کنند.
هر یک از خریداران مجموعه کتاب بازگشت یکسال فرصت دارند که کتابی را برای ورود به این چالش معرفی نمایین از این رو رویداد بهترین داستان دنیا به صورت سالانه در تاریخی که معین می گردد برگزار خواهد شد.
ممکن است در شرایطی اعطای جایزه به برنده چالش تا فروش کتابها به مبلغ جایزه بهتعویق افتد، هرگونه اخلال در روند چالش منجر به خارج شدن فردی که در روند چالش به هر صورت اخلال ایجاد کرده خواهد شد و تشخیص این موارد فقط بر عهده نویسنده است.
شرط ورود کتاب به چالش چیست؟
یکی از اهداف این چالش تولید و نگارش داستانهای فاخر در عصر و دوره و دنیای دیجیتال است دنیایی که خود منجر به فاصله افراد از این منظور گردیده است. با وجودی که حجم تولید محتوا در این دوران هزاران برابر قرنهای گذشته است اما سرعت تولید به منظور کسب درآمد و گذران امور زندگی آنگونه است که با وجود چنین امکانات و حجم تولیدی در اکثر موارد خوانندگان و یا بینندگان آثار تولید شده از این داستانها را سرخورده کرده و به سوی دیگر سرگرمیها برای پرکردن اوقات فراغت سوق داده است.
امید است که این چالش گامی باشد هرچند کوچک در جهت معرفی و تولید داستانهایی درخور خوانندگان آنها.
با آرزوی بهترینها برای همه خوانندگان و خریداران محترم