این اثر صحنه رد شدن معجزهوار کیخسرو از رود خروشان جیحون با اسب سیاهش شبرنگ بهزاد را به تصویر میکشد و یکی از صحنههای درخشان شاهنامه را به شکلی حماسی، عرفانی و شکوهمند بازنمایی کرده است.
تحلیل سبکشناسی، ترکیببندی و مفاهیم اثر:
رنگها:
نمادها و اسطورهشناسی:
برداشت نهایی:
این تابلو، عبور کیخسرو را نه بهمثابه رویدادی تاریخی که بهعنوان یک تجلی عرفانی تصویر کرده؛ او، نهفقط از جیحون خشمگین، مرز ایران و توران، بلکه از مرز مرگ و زندگی میگذرد. اسب کیخسرو (شبرنگ بهزاد) قبل از این نیز به همراه سیاوش، پدر کیخسرو، از آتش سوزان بهسلامت گذشته و پیامآور صداقت و درستی سیاوش بوده و اکنون در تقدیری دیگر به همراه کیخسرو از آب خروشان میگذرد.
این اثر یک تلفیق موفق از فناوری تکنیکی بالا، شناخت تاریخی اسطورهای و بیان شاعرانه است.