توضیحات
-
-
- این اثر صحنه رد شدن معجزهوار کیخسرو از رود خروشان جیحون با اسب سیاهش شبرنگ بهزاد را به تصویر میکشد و یکی از صحنههای درخشان شاهنامه را به شکلی حماسی، عرفانی و شکوهمند بازنمایی کرده است.
تحلیل سبکشناسی، ترکیببندی و مفاهیم اثر:
- سبک اثر، ترکیبی از رئالیسم با چاشنی رمانتیسیسم است؛ چهره انسانی، آناتومی دقیق اسب و وفاداری به واقعیتِ تصویری، نشان از تمایل به رئالیسم دارد؛ اما ترکیب آن با فضای طوفانی، موجهای خروشان و پرسپکتیو دراماتیک، اثر را به سمت رمانتیسیسم سوق داده است.
- کیخسرو در مرکز تصویر، بر اسبی سیاه و قدرتمند نشسته که بر آب خروشان گام میگذارد؛ ترکیبی از اقتدار شاهانه و رهایی روحانی.
- اسب در حالت جهش از دل موجهاست؛ حس حرکت و صعود را القا میکند، گویی در حال عبور به جهانی متعالیتر است.
- پسزمینه با آسمان ابری و نور نیمهتابان، تقابل میان زمین و آسمان، میان بقا و فنا را تداعی میکند.
رنگها:
- تضاد رنگ طلایی زره کیخسرو و یراقآلات اسب، با خاکستریهای آب و آسمان، شکوه کیخسرو را برجستهتر میکند.
- رنگ مشکی اسب چون نام او « شبرنگ بهزاد» با قدرت و رمزآلودگی گرهخورده و بهخوبی نشاندهندۀ اسبی است که بدون ترس تاریکی را میدَرَد.
- مرزِ میان آسمان و زمین کمرنگ و نشانهای از سرنوشت عرفانی کیخسرو است که در پایان، از جهان فانی میگذرد.
نمادها و اسطورهشناسی:
- کیخسرو در شاهنامه نماد “پادشاه عارف” است؛ کسی که در نهایت، جهان را وانهاده و بیمرگ میشود؛ همانطور که عبور از جیحون برای دیگران مرگبار است، اما برای او عروج و معجزه است.
برداشت نهایی:
این تابلو، عبور کیخسرو را نه بهمثابه رویدادی تاریخی که بهعنوان یک تجلی عرفانی تصویر کرده؛ او، نهفقط از جیحون خشمگین، مرز ایران و توران، بلکه از مرز مرگ و زندگی میگذرد. اسب کیخسرو (شبرنگ بهزاد) قبل از این نیز به همراه سیاوش، پدر کیخسرو، از آتش سوزان بهسلامت گذشته و پیامآور صداقت و درستی سیاوش بوده و اکنون در تقدیری دیگر به همراه کیخسرو از آب خروشان میگذرد.
این اثر یک تلفیق موفق از فناوری تکنیکی بالا، شناخت تاریخی اسطورهای و بیان شاعرانه است.
- این اثر صحنه رد شدن معجزهوار کیخسرو از رود خروشان جیحون با اسب سیاهش شبرنگ بهزاد را به تصویر میکشد و یکی از صحنههای درخشان شاهنامه را به شکلی حماسی، عرفانی و شکوهمند بازنمایی کرده است.
-

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.